تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی
سکوت گریه هایم را شنیدی ، بی صدا رفتی
همیشه این سوال بی جواب آواره ام میکرد:
مرا لایق ندیدی؟ سیری از من؟ یا ...چرا رفتی؟
من و یادت همیشه باهمیم عاشق تر از دیروز
رفیق نیمه راه عشق ! بدون ما کجا رفتی ؟
عجب دنیای بی رحمی ! تو می رفتی و یک عاشق
تو را با گریه هایش بدرقه می کرد ، تا رفتی
مسیر کوچه های رفتنت بن بست تقدیر است
چرا از سرنوشت عاشقت ، نا آشنا رفتی ؟

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته : 290
بازدید ماه : 276
بازدید کل : 99606
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1